تبلیغات
Pourjamali Blog - مطالب آنچه که یک فیلمساز بهتر است بداند
 
تقریبا تمام سینماگران و دانشجویان این هنر به دنبال کتاب هایی درباره فیلمنامه نویسی برای مطالعه و آموزش یا فراگیری هستند. منتهی بعضی اوقات پیدا کردن کتاب مورد نظر سخت و حتی غیر ممکن است. به همین خاطر در این پست به طور ویژه لیست کتاب های فیلمنامه نویسی چاپ شده به زبان فارسی را برای استفاده سینما دوستان و همراهان گرامی در Pourjamali Blog  قرار می دهم. پیشنهاد می کنم حتما دانلود کنید.










گردآورنده: ایمان پورجمالی

( باز نشر این مطلب با ذکر منبع بلامانع است )




نوع مطلب : آنچه که یک فیلمساز بهتر است بداند، 
برچسب ها : کتاب فیلمنامه نویسی، آموزش فیلمنامه نویسی، دانلود کتاب فیلمنامه نویسی، فیلمنامه نویسی، ایمان پورجمالی،
لینک های مرتبط :


بازیگر درون شما 

شما پیشاپیش بازیگرید. هر بار که در موقعیت جمعی خود را به دیگران میشناسانید«به اجرای نقش» می پردازید. در موقعیت های متفاوت و ارتباط های گوناگون, بارفتاری خاص نیازهای خود را پیگیری میکنید, اعمالی را در مورد دیگران انجام می دهید و نسبت به آنچه دیگران در مورد شما انجام می دهند واکنش نشان می دهید. همین تاثیر و تاثر متقابل, همین بده و بستان عمل و عکس العمل است که شخصیت شما را شکل می دهد و چگونگی آن را در زندگی روزانه تان نشان می دهد.

اروینگ گوفمن در یکی از کتاب های پرطرفدار دهه ی پنجاه به نام ارائه ی خویشتن در زندگی روزانه,می نویسد:

برای اینکه بتوانید بر روی صحنه بازیگر خوبی شوید,البته به مهارتی عمیق,آموزشی طولانی,و ظرفیت روانی ویژه ای احتیاج دارید. ولی... تقریبا" هر شخصی می تواند به سرعت متنی را به آن اندازه یاد بگیرد که در مخاطب سخی و مهربان خود نوعی احساس واقعی بودن را ایجاد کند. متن, حتی در دستان بازیگران بی تجربه میتواند به اجرایی زنده تبدیل شود زیرا زندگی به خودی خود از نطظر دراماتیک نمایشی است... . خلاصه اینکه همه ی ما بهتر از آنکه بدانیم چگونه باید بازی کرد,بازی می کنیم.

این واقعیت که در بیشتر مواقع در حال«بازی کردن» هستیم بدین معنا نیست که صادق نیستیم زیرا انتخاب رفتاری که ما را به اهدافمان برساند راهی طبیعی و ظروری برای غلبه بر مشکلات زندگی است. ما به طور خود به خودی و نا آگاهانه رفتار اجتماعی خود را با ضرورت های موقعیتی که در آن قرار گرفته ایم تطبیق می دهیم. در واقع هر یک از ما در طول روز چند شخصیت متفاوت را بازی می کنیم_ دانشجو, پسر یا دختر خانواده, دوست_کارمند_و هر یک از آن ها را با رفتار,گفتار,تفکر و احساس های مناسب ارائه می دهیم.

این واقعیتی است که سال ها قبل ویلیام جیمز روانشناس متوجه آن شد. به گفته ی وی شخصیت ما عملا" از ترکیب نقش های اجتماعی مختلفی تشکیل شده است. او نام این نقش ها را «من ها»ی متفاوت گذاشت. پشت این «من ها» البته یک ضمیر آگاه قرار دارد که نام آن را«خود» گذاشت. اما «خود» ما انعطاف ناپذیر نیست و از طریق«من ها»ی ما, خود را ابراز می کند, اگر چه بعضی لز لین«من ها» کاملا" با یکدیگر تفاوت دارند.

ما حتی ممکن است در موقعت هایی قرار گیریم که دو یا تعداد بیشتری از«من ها»یمان در تضاد و کشمکش با یکدیگر قرار گیرند برای مثال,اگر شما همیشه با دوستانتان مانند«دوست جان جانی» رفتار می کنید یا با فرد خاصی همیشه «عاشقانه» برخورد می کنید, ورود والدین یا رئیس شما ممکن است کشمکش ناراحت کننده ای بین نقش شما به عنوان یک «دوست جان جانی» یا یک«عاشق» با نقشتان به عنوان یک «فرزند» یا یک«کارمند» به وجود آورد.

با آگاهی از این موضوع همچنیم متوجه می شوید که «خود» شما گرایش دارد که هر «من»ی را که شما در آن لحظه در آن قرار دارید,دنبال کند. به عنوان بازیکر نیز همچنان«خود» خویش را دارید, ولی م آموزید که به این «خود» اجازه دهید که در درون «من ها» جاری شود, در حالی که بعضی از این «من ها» ممکن است با نقش هایی که قبلا"در زندگی تجربه کرده اید بسیار متفاوت باشند. البته کیفیت این«من ها»ی جدید را نویسنده ی متن تعین می کند نه شما,زیرا اوست که دنیایی جدید با«من ها»ی جدیدی که در آن زندگی می کنند, خلق کرده است. یکی از مهمترین مهارت های هر بازیگر این است که اجازه دهد«خود»او بطور کامل و آزادانه در درون «من»جدید و دنیای خاص این«من» جاری شود, و در عین حال آگاهی خویش را از آن هدف هنری, که این«من» جدید برایش خلق شده است, حفظ کند.

بدین ترتیب هنر بازیگری بر پایه ی اصول زندگی روزانه بنا شده است و شما به خودی خود, از راه هایمتفاوتی می دانید که چگونه بازی کنید.

تمرین:

بررسی زندگی. در جند روز آینده رفتار خود و اطرافیاتان را زیر نظر بگیرید. و از روشی که در موقعیت های مختلف, خود را به گونه های متفائت به دیگران می شناسانید یادداشت بردارید.

1_ به تغیر رفتار خود توجه کنید.

2_ به تغیری که در شیوه ی سخن گفتن خود و انتخاب کلمات به وجود می آورید توجه کنید.

3_ به تغیری که در لباس پوشیدن خود می دهید و نوع وسایل و اشیائی که برای معرفی خود به کار می برید توجه کنید.

4_ بیش از هر چیز, به این موضوع توجه کنید که جه تغیراتی در نحوه ی فکر کردن و احساس خود در هنگام فرو رفتن در قالب ها«من ها»ی مختلف, در خود بوجود می آورید.


گردآورنده: ایمان پورجمالی

( بازنشر این مطلب با ذکر منبع بلامانع است )





نوع مطلب : آنچه که یک فیلمساز بهتر است بداند، آموزش ها، 
برچسب ها : بازیگر، بازیگری سینما، بازیگری، اروینگ گوفمن، کتاب ارائه ی خویشتن، ایمان پورجمالی،
لینک های مرتبط :




ملاقات با شخصیت‌های فیلمنامه

خلق شخصیت‌های یك فیلمنامه از سویی لذت‌بخش‌ترین و از سوی دیگر دشوارترین بخش كار است. این كار مانند ملاقات با فردی ناشناس است؛ در آغاز همچون نگاهی اجمالی به كسی بوده كه دوست دارید با او آشنا شوید، چیزی در او هست كه برایتان جالب است و می‌خواهید بیش‌تر درباره‌ی آن بدانید، پس اولین سؤالات پیش می‌آید و جواب‌هایی كه خود موجد سؤالات دیگری است تا این‌كه به نكته‌یی درباره‌ی او پی می‌برید كه باید آن را «دستاویز» قرار دهید.
ابتدا سؤالاتی مطرح می‌شود كه اطلاعات مشخصی را در اختیارمان می‌گذارد؛ اسمت چیست؟ اهل كجایی؟ شغلت چیست؟ ازدواج كرده‌یی؟ بچه هم داری؟ از چه طبقه‌یی هستی؟ بعد نوبت به سؤالاتی می‌رسد كه طرز فكر او را نشان می‌دهد؛ كارت را دوست داری؟ به خدا ایمان داری؟ به چه‌ كسی رأی می‌دهی؟ درباره‌ی مجازات‌های عمومی چه نظری داری؟ گول زدن مأموران مالیاتی اشكالی دارد؟ سپس نوبت تجربیاتی است كه او از سر گذرانده است؛ واكنش‌ها و رفتارهایی كه احساسات را بیان می‌كنند و موقعیت‌هایی كه موجب غضب، حسادت، لذت، كسالت و عشق می‌شوند. فقط بعد از تمام این سؤال و جواب‌ها و آگاهی از تجربیات اوست كه كم‌كم این شخص را می‌شناسید؛ این كار البته نه ساده است و نه سریع، بلكه كاری است بزرگ كه از آن گریزی نیست. خلق و پی‌ریزی شخصیت‌ها كار خطیری است؛ كاری كه مخصوص خدایان است. مسئله این نیست كه بفهمید فلان كس كیست و اهل كجاست، مسئله این است كه بفهمیم او باید اهل كجا باشد تا همان كسی بشود كه می‌خواهیم؛ این كار مانند نگاه كردن به نتیجه‌ی نهایی نیست، بلكه خلق آن عللی است كه امكان می‌دهد شخصیتی ساخته شود تا داستان را بهتر تعریف كند. خلق و پی‌ریزی شخصیت، همچون یافتن یك دیدگاه و یا راهی تازه، نگاه به جهان است؛ مانند كشف دیدگاه‌ها، عقاید، سلایق، نیازها، الگوهای رفتاری و واكنش‌های گوناگون است، به بیان دیگر درآمیختن سال‌ها تجربه‌ی شخصی در چارچوب فرهنگ‌های فردی و عمومی است.



شخصیت‌های خوب فیلمنامه

خلق شخصیت‌های فیلمنامه مانند ملاقات با فردی جدید است، ولی این شخصیت‌ها هیچ‌وقت مانند آدم‌های واقعی نیستند؛ آنان همیشه از آدم‌های واقعی پیچیده‌تر، جالب‌تر و سلطه‌گرتر هستند. «چارلی دیویس» یك مشت‌زن معمولی نیست، او مشت‌زنی حساس است؛ فقط مغرور نیست، به‌اشتباه مغرور است. او دستخوش عصبانیتی عادی نمی‌شود، بلكه گاه تا سرحد جنون خشمگین می‌شود.
یك شخصیت «خوب»، مثل «چارلی»، «زاك»، «كارن»، «جیم»، «بوك» و «آكسل»، شخصیتی منحصر به فرد است. هر كدام از این شخصیت‌ها دنیاهای پنهانی خود را دارد همراه با ضعف‌ها و قوت‌ها، شكست‌ها و پیروزی‌ها، ترس‌ها و امیدها و زمان و مكانی كه در آن نیازهایش برآورده و یا سركوب شده است؛ شخصیت‌های خوب از میان این دنیاهای خاص و متفاوت سر بر می‌آورند.

رفتارهای انسانی هیچ‌وقت تصادفی نیست. هر شخصیتی گذشته‌یی را به دوش می‌كشد كه دلیل رفتارهای حال و آینده‌اش است. هنگامی یك شخصیت را می‌توان باور كرد كه پاسخ‌های زمان حالش بازتاب گذشته‌اش باشد و هر كنش او را بتوان نتیجه‌ی تجربه‌ی قبلی‌اش دانست. دلتنگی چارلی در هر كاری كه می‌كند و هر تصمیمی كه می‌گیرد هویداست. نیاز او به تأمین خواسته‌های مادی بر همه‌ی انتخاب‌هایش اثر می‌گذارد تا آن‌كه زمانی می‌رسد كه برایش كسب احترام مهم‌تر از پول درآوردن می‌شود؛ نیازش به كسب احترام ریشه در فرهنگ یهودی، ارزش‌های خانوادگی و غرور شخصی‌اش دارد. زاك از آن‌جا به هدف خویش دست می‌یابد كه عزم خود را جزم كرده است تا زندگی متفاوتی با نوع زندگی پدرش در پیش گیرد؛ این كه می‌تواند عاشق پائولا شود، به دلیل تأثیراتی است كه از مادرش پذیرفته و این كه می‌تواند از خود مراقبت كند، به واسطه‌ی تجربیاتی بوده كه در گذشته به دست آورده است. شخصیت‌های خوب فضای لازم برای رشد را دارند، از جایی شروع می‌كنند و به جایی دیگر می‌رسند. هر شخصیتی باید در درونش توان بالقوه‌ی رشد را داشته باشد و باید در جهتی حركت كند كه این توان بالقوه‌اش بارور شود. شخصیت‌های خوب از تجربیاتی خطیر مانند غرق شدن یا شنا كردن، گفتن یا ساكت ماندن و ماندن یا مردن پندها می‌گیرند، با اجرای یك تصمیم به اجرای تصمیم دیگری مشغول می‌شوند و به‌تدریج تغییر می‌كنند. تغییر شخصیت‌ها، رنگ و بوی هر داستانی است.



گردآورنده: ایمان پورجمالی

( بازنشر این مطلب با ذکر منبع بلامانع است )





نوع مطلب : آنچه که یک فیلمساز بهتر است بداند، آموزش ها، 
برچسب ها : فیلمنامه نویسی، سینما و تلویزیون، شخصیت پردازی، کارگردانی سینما، ایمان پورجمالی،
لینک های مرتبط :




نیاز بدن

بسیاری از افراد و هنرجو ها به محض شنیدن اینجمله به فکر قد دو متری و رعنا و اندام یک گلادیاتور می افتند ، در واقع چنین نیست منظور از بدن این است که چون یک بازیگر ممکن است در شرایط مختلف جسمی و روحی قرار بگیرد باید دارای بنیه ای مناسب باشد برای مثال اگر قرار بود یک دقیقه درسکانسی بدود توانایی انرا داشته باشد .،اما ما منکر ان نیستیم که اندام شکیل و زیبا کاربردی ندارد بلکه هر بازیگر اگر بتواند  بدن خود را همیشه روی فرم نگاه دارد تاثیر بسزایی خواهد داشت و بر امتیازات ان خواهد افزود

نیاز بیان

بیان درست یک بازیگر به همراه نیاز بعدی تاثیر بسزایی بر موفقیت ورشد یک بازیگر دارد  یک ارتیست باید بخوبی از پس این دو براید ، شما تجسم کنید کfه به تماشای یک فیلم سینمایی به سینما رفته اید هنگام تماشا در صحنه های حساس فیلم متوجه سخنان یک بازیگر نشوید اکنون چه فاجعه ای رخ میدهد، مثلما شما دیگر به حرفها و رفتار و کلا به ان بازیگر توجه نمیکنید و او در پیشگاه شما بازیگری ناتوان تلقی میشود و حتی سخنانش ازار دهنده به نظر میرسد. پس شما هنرجویان گرامی باید به شدت بر روی نیاز دوم و سوم اهمیت قائل شوید.،البته راه هایی برای ارتقاء شیوه فن بیان درس نیز وجود دارد که عبارت اند از : خواندن کتاب های بسیار با صدای بلند خواندن شعر و دکلمه و درس چرخاندن کلام در دهان.

نیاز صدا

یکی دیگر از اسرار فوق العاده تاثیر گذار در بازیگری داشتن صدای زیبا و دلنشین است همان رازی که بازیگران  بزرگ دنیا همچون مارلو براندو و الپاچینو به ان دست یافتند که البته شاید یا یغیناّ این یک هدیه خداوندی باشد.،یک صدا به طور وصف ناپذیری میتواند معجزه کند یا فاجعه به بار بیاورد  برای مثال اگر صدای مردی نازک باشد و اگر قرار باشد در سکانسی فریاد بزند بجای ان جیغ بکشد بسیار ازار دهنده است که البته این امر در خانمها بسیار رایج است .البته من در اینجا  اعلام میکنم که راه های متداولی برای تقویت صدا وجود دارد که یکی از انها این است که صدا را از  طریق دیافراگم ایجاد کنید و به وصیله نفس بیرون دهید یعنی ابتدا نفس را از طریق بینی استنشاق کنید طوری که شکم پر از هواشود و سپس با بیرو دادن بازدم سخن بگویید . ویا نرمش هایی خاص برای تغویت حنجره و ..

نیاز تمرکز

تمرکز برای هر کاری وجودش لازم است و در صورت نبود ان کار ناقص میشود  تمرکز یک اصل مهم است مخصوصا در بازیگری و هنر نمایش که باید مورد استفاده قرار گیرد راه های تمرکز بسیار ساده است کافیست بر روی مطلب یا کار مورد نظر در مکان ساکتی  به فکر عمیق فرو روی و ذهن خود را ارام سازی و تمام اندام های خود را بر روی 

نیاز  اعتماد به نفس

انسان اگر تمامی شرایط از جمله فیزیک مناسب بیان صدا و هر چیز را دارا باشد کافیست اعتماد به نفس نداشته باشد که این خود به تنهایی باعث تزلزل در تمامی قوه ادراکی بدن شده و ناکامی وترس را به بار می اورد که شامل سرشکستکی و بسیاری مشکلات دیگر میشود .، پس ما حتما برای چاشنی بازیگری و نشان دادن تمامی قدرت های خود نیاز به اعتماد به نفس داریم که راه های ان در قسمت افزایش اعتماد به نفس میتوانید مشاهده کنید

نیاز تخیل

تخیل بدین معنی است که در مورد تیپی که میخواهیم ارائه دهیم فکر کنیم که چگونه در عالم واقعیت وجود دارد برای مثال اگر قرار باشد که نقش یک معتاد را بازی کنیم باید  به ان خوب فکر کنیم که یک فرد معتاد شامل چه ویژگی هایی هست چگونه لباس میپوشد ، راه میرود ، قدم میزند ، کار میکند ، یا مواد مصرف میکند

نیاز  خلاقیت

نیاز اخرین که  یک بازیگر به ان احتیاج دارد خلاقیت است یعنی شما باید حاصل تمامی نیاز های بالا را در هم امیخته  و از تیپی که میخواهید ارائه دهید به نمایش بگذارید .،شما به هیچ وجه در بازی در یک فیلم نباید نقش عروسک یا بوق را بازی کنید بلکه باید دارای ایده های مختلف باشید تا تیپ داستانی را واقعی و زیبا جلوه دهد و تماشا چی با ان احساس نزدیکی کند.


گردآورنده: ایمان پورجمالی

( بازنشر این مطلب با ذکر منبع بلامانع است )





نوع مطلب : آنچه که یک فیلمساز بهتر است بداند، آموزش ها، 
برچسب ها : سینما، بازیگری، بازیگر، تئاتر، بدن و بیان، ایمان پورجمالی،
لینک های مرتبط :


خیلی ­ها هنوز وقتی به مقولۀ فیلم­نامه در سینمای مستند و طراحی و نویسندگی فیلم در آن برمی­ خورند، رو ترش می­ کنند وسؤال می­ کنند مگر در سینمای مستند هم فیلم­نامه داریم؟ این سؤال و تردید از نگاهی بیرون می­ آید که سینمای مستند را تنها ثبت کنندۀ امور واقع یا تنها سینمای مستقیم و گزارشگر رویدادها دربرابر دوربین می ­انگارد و از این­جا می ­رسد یه این باور که اگر هم برای فیلم مستند فیلم­نامه ­ای متصور باشیم، واقعیت آن را می­ نویسد و به فیلم­ساز دیکته می­ کند. خواهیم دید که حتی برای فیلم مستند مستقیم هم به طراحی و فیلم­نامۀ خاص این نوع فیلم ­ها نیاز هست. البته این هم هست که مسیر چند ماهۀ حرکت ما برای رسیدن به طرح و فیلم­نامۀ یک فیلم مستند ممکن است در نهایت به متنی کوتاه و چند صفحه ­ای محدود بماند و این حاصل، برای آن تکاپوی چند ماهه ناچیز به نظر بیاید یا ربطی به حجم فیلم­نامه ­های فیلم ­های داستانی پیدا نکند. همین جا می ­خواهم بگویم که مسئله، حجم فیلم­نامه نیست؛ اصل، روشن کردن ایده، نگاه کارگردان به موضوع، طراحی فیلم و مشخص کردن شیوه و سبک آن و مسیر فیلم از ابتدا تا انتها است. برای روشن کردن همین سه چهار عامل حیاتی یک فیلم مستند است که ما در امور واقع، و درعین حال ذهن و تصور خود، غوطه می ­خوریم، تحقیق می­ کنیم، چند بار و باز هم به سراغ موضوع­ مان می ­رویم، از منابع و دیدار با آدم­ های جوراجور سر در می­ آوریم، فیلم می ­بینیم و مشاوره می ­گیریم. برای این همه کار، چند ماه وقت زیادی است ؟!

در سینمای مستند هم به فیلم­نامه نیاز داریم، چون فیلم مستند را واقعیت شکل نمی ­دهد، بلکه کشاکش و درگیری ما با واقعیت، سازندۀ فیلم مستند ما است و این “ما” و “من” باید برای شروع فیلم­برداری­ اش، تکلیف خود را با خیلی چیز ها روشن کرده باشد. طراحی و فیلم­نامه در سینمای مستند، حاصل روشنی تکلیف فیلم­ساز، به صورت نوشته یا نقش بسته در ذهن و خاطر او، پیش از شروع فیلم­برداری است.

گردآورنده: ایمان پورجمالی

( بازنشر این مطلب با ذکر منبع بلامانع است )





نوع مطلب : آنچه که یک فیلمساز بهتر است بداند، آموزش ها، 
برچسب ها : فیلم مستند، فیلمنامه مستند، سینمای مستند، فیلمنامه نویسی، ایمان پورجمالی،
لینک های مرتبط :


DOLBY SURROUND

دالبی سوراند در سال ۱۹۸۲ توسط آزمایشگاه دالبی به شکل یک فرمت سه کاناله جهت سینمای خانگی ابداع شد
این فرمت از دو کانال جلو چپ و راست و یک بلندگوی مونو جهت عقب تشکیل میشد که صدای آن ترکیب خاصی از صدای دو کانال جلو بود و برای وسایلی از قبیل ویدئو کاست بکار میرفت که بعد دالبی پرولوجیک جایگزین آن شد.

 DOLBY PRO-LOGIC

دالبی پرولوجیک نام فرمت خاصی از صدا نیست ولی جهت معرفی یک تکنولوژی خاص بکار میرود که روی خیلی از وسایل صوتی در کنار سایر اسامی درج میشود و بیان کننده این مسئله است که دستگاه مذکور توان بهبود کیفیت صدا هنگام پخش تراک های صوتی حاوی اطلاعات دالبی سوراند(استاندارد قدیمی‌تر) را داراست و همچنین دارای این قابلیت است که صدای استریوی آنالوگ معمولی را بصورت چند کانالی شبیه سازی کند.

 DOLBY DIGITAL-AC3

صدای سینما با ابداع فرمت دالبی دیجیتال توسط آزمایشگاه دالبی در ۱۹۸۰ وارد دنیای دیجیتال شد .نخستین فیلمی که به این طرق نمایش داده شد بتمن در سال ۱۹۹۲ بود.
دالبی دیجیتال دارای ۶ کانال صوتی واقعی و کاملا مجزا است که هریک دارای اطلاعات صوتی خاص خود و بصورت کاملا دیجیتال است که دارای ۵ کانال اصلی و ۱ کانال دارای اطلاعات فرکانس باس است که یک ساب ووفر اکتیو را تغذیه میکند (۵٫۱)و ۱٫ به معنای استفاده از ساب ووفر است.
گاهی اوقات این فرمت بصورت AC-3 نمایش داده میشود که به معنای نسل سوم کدگذاری دیجیتال صوت میباشد.
این فرمت در ۱۹۹۳ توسط اکثر کشورها بعنوان استاندارد جهت استفاده در تلویزیون های دیجیتال انتخاب شد و به دنبال ساخته شدن فیلمهایی نظیر دروغ های حقیقی سرانجام در ۱۹۹۵ بعنوان فرمت صوت فیلمهای دی وی دی انتخاب شد.

DOLBY DIGITAL SURROUND-EX

نسل بعدی صدای دیجیتال است که بر پایه فرمت دالبی دیجیتال ۵٫۱ میباشد که مشترکا توسط آزمایشگاه دالبی و کمپانی لوکاس فیلم توسعه داده شد و عبارت است از اضافه شدن یک کانال صوتی که بصورت ترکیب ماتریسی سوراندهای چپ و راست عقب عمل میکند و در عقب و در بین آنها قرار میگیرد و بصورت ۶٫۱ میشود که ورژن خانگی آن بصورت اختیاری روی آمپلیفایرهای بسیار حرفه‌ای دارای استاندارد تی اچ ایکس موجود است.

 THX

این علامت که روی تعداد کمی از دستگاهها و یا فیلمها قرار داده شده و خیلیها به اشتباه آنرا یک فرمت جدید صوت میدانند توسط کمپانی لوکاس فیلم ابداع شد و در واقع استانداردی است که در مورد کیفیت صدا بحث میکند.


گردآورنده: ایمان پورجمالی

( بازنشر این مطلب با ذکر منبع بلامانع است )





نوع مطلب : آنچه که یک فیلمساز بهتر است بداند، درباره سینما، آموزش ها، 
برچسب ها : مولفه های دالبی، صدای دالبی، صدابرداری، سینما، فیلم، صدابردار، ایمان پورجمالی،
لینک های مرتبط :


اما کوتس، کارگردان و طراح استوری‌بورد کمپانی پیکساراخیراً در توییتر خود (lawnrocket@) به ٢٢ نکته در خصوص داستان‌گویی اشاره کرده است که در سایت‌های خارجی تحت عنوان ٢٢ قانون پیکسار برای داستان‌گویی شهرت یافته است.

۱. شخصیت را بیشتر برای تلاشی که انجام می‌دهد ستایش نمایید تا به خاطر موفقیتش.

۲. چیزی را در نظر داشته باشید که به عنوان مخاطب برایتان جالب است نه آنچه که به عنوان نویسنده دوست دارید انجام دهید. این دو خیلی با هم فرق دارند.

۳. تلاش برای [رسیدن] به درونمایه مهم است، اما تا زمانی که به انتهای داستان نرسید نمی‌توانید متوجه شوید که داستان واقعاً دربارۀ چیست. پس حالا آن را بازنویسی کنید.

۴. روزی روزگاری یک ... بود. هر روز ... . یک روز ... . به خاطر آن ... . به خاطر آن ... . تا اینکه بالاخره ... .

۵. همه چیز را مختصر کنید. تمرکز نمایید. شخصیت‌ها را تلفیق کنید. از روی مسیرهای انحرافی عبور کنید. احساس خواهید کرد که چیزهای باارزشی را از دست می دهید ولی این کار شما را رها می‌کند.

۶. شخصیت شما در چه چیزی خوب است و با آن احساس راحتی می‌کند؟ چیزهای کاملاً متضادی را در برابرشان قرار دهید. آن‌ها را به چالش بکشید. چطور با این [وضعیت جدید] برخورد می‌کنند؟

۷. قبل از اینکه به میانۀ داستان برسید، انتهای آن را معلوم کنید. پایان‌ها خیلی دشوار هستند. پیشاپیش پایان داستان‌تان را معین نمایید.

۸. داستان‌تان را تمام کنید و حتی اگر فکر می‌کنید عالی نیست، اجازه دهید که به پایان برسد. در یک دنیای ایده‌آل، شما هر دو را دارید، اما ادامه دهید. دفعۀ بعد کارتان را بهتر انجام دهید.

۹. وقتی در جایی گیر کردید، از آنچه که نباید در ادامه اتفاق بیفتد فهرستی تهیه کنید. بیشتر اوقات، آنچه که شما را از این گیر خارج می‌کند، خود را نمایان می‌سازد.

۱۰. داستان‌هایی که دوست دارید را با دقت مورد بررسی و نقد قرار دهید. آنچه که در آن‌ها دوست دارید بخشی از شماست؛ قبل از اینکه بتوانید از آن استفاده کنید باید دقیقاً آن را درک کنید.

۱۱. آوردن داستان روی کاغذ به شما اجازه می‌دهد که به آن سر و صورتی بدهید. اگر یک ایدۀ عالی در ذهنتان باقی بماند، هرگز نمی‌توانید آن را با دیگران به اشتراک بگذارید.

۱۲. اولین، دومین، سومین، چهارمین، و پنجمین چیزی را که به ذهنتان خطور می‌کند جدی نگیرید ـ در مسیرتان بدیهیات را پیدا کنید. خودتان را غافلگیر نمایید.

۱۳. برای شخصیت‌های خود عقایدی را در نظر بگیرید. بی‌تفاوتی/تأثیرپذیری شاید هنگامی که می‌نویسید برایتان مطبوع باشد، اما برای مخاطب زهر است.

۱۴. چرا باید "این" داستان را تعریف کنید؟ داستان شما از چه باوری که درونتان زبانه می‌کشد، تغذیه می‌کند؟ قلب داستان این است.

۱۵. در این موقعیت اگر جای شخصیت‌تان بودید چه احساسی داشتید؟ صداقت به موقعیت‌های باورناپذیر اعتبار می‌بخشد.

۱۶. چه چیزهایی در معرض خطر هستند؟ به ما دلیلی بدهید که هواخواه این شخصیت باشیم. اگر او موفق نشود چه اتفاقی می‌افتد؟ اوضاع را بر وفق مراد او نکنید.

۱۷. هیچ کاری بیهوده نیست. اگر چیزی جواب نداد، اعتنا نکنید و به کارتان ادامه دهید ـ بعداً سروکله‌اش پیدا و مفید واقع می‌شود.

۱۸. باید خودتان را بشناسید: تفاوت میان به بهترین نحو ممکن کار انجام دادن و وسواس زیاد به خرج دادن. داستان در حال آزمون و خطاست، نه پالایش.

۱۹. تصادف‌هایی که شخصیت‌ها را دچار دردسر می‌کنند عالی هستند؛ تصادف‌هایی که آن‌ها را از دردسر خلاص می‌کنند تقلب محسوب می‌شوند.

۲۰. تمرین: بلوک‌های ساختاری فیلمی را که مورد پسندتان نیست بردارید. این بلوک‌ها را به چه ترتیبی می‌چینید که حاصل کار مورد پسندتان باشد؟

۲۱. باید با موقعیت/شخصیت‌ها همذات پنداری کنید، و نمی‌توانید همین‌طوری چیز معرکه‌ای بنویسید. چه چیزی باعث می‌شود که به این شکل عمل کنید؟

۲۲. جوهرۀ داستان شما چیست؟ اقتصادی‌ترین شیوۀ گفتن آن چیست؟ اگر این را بدانید، می‌توانید کارتان را از همینجا آغاز کنید.

نوشته : اما کوتس
ترجمه: اردوان وزیری


گردآورنده: ایمان پورجمالی

( بازنشر این مطلب با ذکر منبع بلامانع است )





نوع مطلب : آنچه که یک فیلمساز بهتر است بداند، درباره سینما، آموزش ها، 
برچسب ها : کمپانی پیکسار، قصه گویی، اما کوتس، داستان گویی، ایمان پورجمالی،
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 4 )    1   2   3   4   

کپی برداری از پورجمالی بلاگ تنها با ذکر منبع مجاز است

Pourjamali Blog

Pourjamali Blog
"سینما نوشتاری مدرن است، با جوهر نور" ژان کوکتو
درباره پورجمالی بلاگ

ایمان پورجمالی هستم، نویسنده، تدوین گر و کارگردان سینما.در این وبلاگ شما می توانید تعدادی از آثاری که تاکنون در تهیه و تولید آنها اعم از نویسندگی، تصویربرداری ،تدوین و کارگردانی نقش داشته ام و با کسب مجوز از تهیه کننده قابل انتشار می باشند را مشاهده و دانلود نمائید.همچنین مقالات و آموزش های کاربردی هنر هفتم سینما را مطالعه و در صورت تمایل با ذکر منبع به اشتراک بگذارید.






iman[DOT]pourjamali [AT] gmail[DOT]com